ابو القاسم سلطانى
362
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
مصرىهاى قديم بر اين باور بودهاند كه الهه ايزيس آن را به مصر هديه نموده است و به قبطى آن را Jot و Eiwt مىناميدهاند و بنا بر فقرههاى 11 - 12 - 17 پاپيروس ابرس ( 1550 ق - م ) از آرد آن در موارد خونريزى و آماس استفاده مىشده است ( طب المصرى القديم ص 62 و 63 ) در تورات صفحه 817 ، ايلياد صفحه 178 ، اديسه صفحه 71 نام آن آمده است . به آرامى باستان Shrhi ، اكدى Uttu ، سومرى She - bar ، سريانى Saarta ، عبرى Hitta و Shaora و به يونانى Krithe ناميده شده و در ترجمه عربى دياسقوريدوس " قرثى " آمده است . حكماى سنتى درباره خواص جو مىنويسند : بهترين جو آن است كه سفيد و خالص و پاك باشد . خاصيت غذائى آن از گندم كمتر و غذائيت ماء الشعير از آرد جو بيشتر است تيزى فضولات را از بين مىبرد و براى خشونت ناى و زخم آن خوب است و بطور كلى دانههاى پوستكنده و خرد شده آن مانند گندم است . كشك جو زيادكننده پيشاب ، نفاخ و براى معده بد است . پخته شده مخلوطى از آرد جو با شراب ، انجير و عسلاب ( ماء القراطن ) آماسهاى بلغمى و سفت را تحليل مىبرد و مخلوط آن با اكليل الملك ، پوست خشخاش درد پهلو [ ذات الجنب ] را تسكين مىدهد و ضماد مخلوط آن با دانه كتان ، جلنار ( حلبه ) و سداب براى نفخ رودهها خوب است و ضماد مخلوط آن با زفت [ مرطوب ] ، موم و روغن زيتون و ادرار كودك خنازير را نضج مىدهد و با مورد ، شراب ، امرود ، عليق يا پوست انار شكمروش را بند مىآورد . مخلوط آن با به و سركه در ورم گرم ناشى از نقرس سودمند است و اگر آن را با سركه بسيار ترش بپزند و گرماگرم بر روى جرب متقرح ( 1 * ) بگذارند آن را درمان مىكند ( ديوسكوريد : 2 * ) . جو خشك و در درجه دوم سرد است . خاصيت خشككنندگى آن مربوط به پوست جو است و پوست كنده آن خاصيت خشككنندگى را از دست مىدهد . ماء الشعير سينه را نرم و پيشاب را ريزش مىدهد . ماليدن گرماگرم آن كلف را درمان مىكند و پخته شده آرد جو بو داده شكمروش را بند مىآورد ( ماسرجويه به نقل رازى : 3 * ) . ماء الشعير در تبهائى كه از ماده گرمى باشد مانند تب غب ( نوبه سه يك Tertian fever ) ، مطبقه ( Remittent . F ) ، و تبهائى كه از ماده سردى باشد چون مواظبه ( 4 * ) و تب چهارم ( 5 * ) با پوست ريشه كرفس ، پوست ريشه رازيانه ، كمى فلفل و تب شطر الغب ( Double tertian ague . F ) را با سركه انگبين ، طبرزد و يا با شكر . . . ( هروى : 6 * ) . " از جو فقاع كنند و از گندم شلماب و پچشكان بيشتر بنكوهيدهاند مرين هر دو را و گفتهاند سودا كند و جذام آرد " ( اخوينى : 7 * ) . ضماد عجين شده آرد آن با يكى از عصارههاى سرد مانند كاهو ، خرفه ، تاجريزى در ورم چشم موثر و درد رمد چشم ( ورم ملتحمه ) را آرام مىكند همچنين ماليدن آن بر آماسهاى گرم مانند باد سرخ و فلغمونى و ماليدن مخلوط آن با سركه به پيشانى سردرد گرم را تسكين مىدهد و ضماد آن درد ناشى از وثى ( رگبهرگ شدن ) و فسخ ( دررفتگى مفصل ) را آرام مىكند ( ابن بيطار به نقل از تجربتين : 8 * ) باعث قولنج مىشود و به مثانه زيان مىرساند و مصلح آن انيسون است ( انصارى : 9 * ) . پزشكان بعدى ضمن ذكر موارد فوق مىنويسد : در آخر اول سرد و خشك است . تسكيندهنده غليان صفرا ، خون و عطش است . در تب دق يا تب لازم ( Hectic fever ) ذات الجنب و سرفه خشك مفيد است . نفاخ مىباشد مگر با گلقند مصرف شود . هنگام